داستان آموزنده

خرید بک لینک
مردفقیرى بود که همسرش از شیر گاوشان کره درست می کرد و او آن را به تنها بقالى روستامى فروخت.آن زن روستایی کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت و همسرش درازای فروش آنها مایحتاج خانه را از همان بقالی مى خرید.

روزىمرد بقال به وزن کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها راوزن کرد، دید که اندازه همه کره ها ۹۰۰ گرم است.

او ازدست مرد فقیر عصبانى شد و روز بعد به مرد فقیر گفت: دیگر از تو کره نمى خرم ، توکره ها را به عنوان قالب های یک کیلویی بهمن مى فروختى در حالى که وزن آن ها ۹۰۰ گرم است.

مردفقیر ناراحت شد و سرش را پایین انداخت و گفت: راستش ما ترازویی نداریم که کره ها راوزن کنیم ولی قبلا یک کیلو شکر از شما خریدیم و آن یک کیلو شکر را به عنوان وزنهقرار دادیم. یقین داشته باش که به مقیاس خودت برای تو اندازه مى گیریم .

ادبستان کویر 2...

ما را در سایت ادبستان کویر 2 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: شاهدی بازدید: 50 تاريخ: جمعه 24 خرداد 1392 ساعت: 0:29

صفحه بندی